loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 22
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 10:00


دایکُندی شاخه بزرگی از بستگان هَزاره در افغانستان میباشد که تمامی شیعه و عجم‌گویش با زبان هزارگی می باشند. مرز و بوم ساکن این خویشان در دره‌ها و کوهپایه‌های کوهستان مرکزی افغانستان، بخشی از هزارستان میباشد که با قبایل دای‌زَنگی (بامیان)، دای‌چوپان(اُرُزگان و هِلمند) و اَیماق(غور) مسجد قبا مشهد اهالی‌اند.

دولت‌بیگ مشهورترین حکم دهنده دایکندی، هم زمان با فرمان روا عباس صفوی (حکومت: ۹۹۶ ـ ۱۰۳۸ق بوده میباشد. قبل از کشتار هزاره‌ها (۱۳۰۸ ـ ۱۳۱۰ق) بوسیله عبدالرحمن (حکومت:۱۲۹۷ ـ ۱۳۱۸ق)، امیر کابل، میرها و بیگ‌ها این ناحیه را نصفه‌جدا اداره می‌کردند. دایکندی بعداز این تهاجم، بخش اعظمی از اشخاص و زمین‌های خویش را از دست بخشید. دایکندی آنگاه پایین تقسیمات حکومت وسیع دای‌زنگی قرار گرفت و مدتی را نیز در پوسته یک وُلُسوالی (شهر) در ولایت اُرُزگان قرار گرفت. در سال ۱۳۸۴ش دایکندی تحت عنوان یک ولایت، غیر آدرس مسجد قبا مشهد وابسته شد.

اولی کار مدرسه های علمیه در حیطه سنگ‌تخت در اوایل قرن حاضر (چهاردهم) به وسیله روحانیون درس‌خوانده در مشهد و نجف استارت گشت. خُسروی، صادقی نیلی، یوسف واعظی و سَرور علم از مشهورترین روحانیون این ناحیه رزرو مسجد قبا مشهد میباشند.

در قبلی، نظام ارباب و رعیتی درین خاندان قاضی بود. کشاورزی و فرآورده‌داری کار بیشتر عموم دایکندی میباشد. زمین‌های نتایج‌خیز و منابع آبی رنگ اندک میباشد. اینک ولایت دایکندی در گیر فقر، بیکاری و ذیل بودن تجهیزات بهداشتی، تحصیلی و شماره تلفن مسجد قبا مشهد امنیت میباشد.

معنای دای‌کندی
دای‌کُندی از دو جزء دای+کندی تشکیل‌شده میباشد. دای در اولِ اسم بیشتر قبایل هزاره وجود داراست مانند دای‌زنگی، دای‌میرداد و دای‌چوپان.[۱] برخی دای‌کندی را یک کلمه و واژه پارسی باستانی می دانند. از بینش این اشخاص دای از (Dahyo) در اوستا به معنای مرزوبوم و کشور و به همین مضمون‌ از (Dasyu) در سانسکریت گرفته گردیده، دای‌کندی را مرزو بوم یا این که مرزوبوم خویشان کندی مضمون‌ می‌نمایند.[۲] نماید نیز در فارسی به معانی متعدد به عنوان مثال دلاور آمده میباشد.[۳] برخی نیز معتقدند دای ریشه مغولی یا این که چینی دارااست.[۴]

تبار، مرزوبوم و جمعیت
دای‌کندی یکی‌از شاخه‌های اساسی فامیل هزاره میباشد.[۵] برای دایکندی حدود ۳۰ طایفه شمرده‌اند.[۶] کشور محل اسکان خاندان دای‌کندی بخشی از حوزه‌ هزارستان میباشد. دایکندی از طرف غرب و شمال غرب تا جنوب فیروزکوه غور مشمول پَسابند، دَولت‌یاروهمدم و لعل‌و‌سَرجنگل، با عموم تایمَنی و ایماق، و از طرف جنوب تا محل سکونت هزاره‌های اروزگان در ارزگان خاص، تیری و دِهراورد ولایت اروزگان، در شمال قندهار کلان میباشد.[۷] این خویشاوندان در شمال و شمال شرق با فامیل دای‌زنگی، دربرگیرنده بخش ها پَنجاب، وَرَس و یَکه‌اَولَنگ رابطه مجاورت و بخشها مشترک دارااست.[۸] هم‌اینگونه در شرق با عموم دای‌فولادی و در جنوب غرب خویش، با عموم دای‌چوپان (هلمند) اهالی میباشد.‌[۹] بعد از نسل کشی هزاره‌ها (۱۲۷۰تا۱۲۷۵ش)، بخشی از زمین‌های دای‌کندی همچون دیگر قبایل هزاره به بعضا از قبایل قوم و قبیله افغان(پشتون) داده شد.[۱۰] بخشی از سرچشمه رودهای هَری‌رود و هلمند در‌این حیطه واقع میباشد.[۱۱]

محمدیوسف ریاضی که در دهه ۱۲۵۰ شمسی بخشها دای‌کندی، مانند شینیه تخت (سنگ‌تخت)، اشترلی، نیلی و تَمَزان را چشم، جمعیت خویشان دایکندی را شانزده هزار خانواده اعلام نموده است.[۱۲] پیش و بعد از کشتار هزاره‌ها به وسیله عبدالرحمان بخش اعظمی از اشخاص دایکندی به بخش ها دیگر افغانستان مانند کابل، غرب (هرات) و شمال (بلخ، سَمَنگان، سَرپُل، قُندوز و تَخار) رفتند.[۱۳] جمع‌ای نیز به کشورهای همسایه مانند جمهوری اسلامی ایران و هند و آسیای اواسط تامین بردند.[۱۴] در ۱۳۶۴ش جمعیت ولسوالی دای‌کندی بیشتراز صدوبیست هزار نفر تقریب زده شد.[۱۵] [یادداشت ۱]

خصوصیت‌های اجتماعی

مسجدی در نیلی دایکندی
تک تک عموم دای‌کندی شیعه بوده، و به فارسی با زبان هزارگی کلام می‌نمایند. ترازو تفاوت لهجه هزارگی دایکندی با فارسی ترازو نسبت به هزارگی غزنی کمتر میباشد و خلوص بیشتری داراست.[۱۶]

تا قبل از تهاجم تعالی عبدالرحمن، حکم دهنده کابل در ۱۲۷۰ش، اشخاص کارکشته و ثروتمند دایکندی، مشهور به میر یا این که بیگ، در کارها اجتماعی نقش مهم داشتند. سادات نیز گزینه احترام و دارنده حالت اجتماعی پر رنگ بودند. زمین‌داران کوچک و محصول‌داران مرتبه آتی را تشکیل می‌دادند.[۱۷] زیر‌ترین موقعیت اجتماعی برای اشخاص کارمندان و بی‌زمین بود. به‌این اشخاص مزدور یا این که غریب‌عمل گفته میشد. بعد از کشتار هزاره، تا نصفه نخستین قرن حاضر (۱۳۵۰ش) ارباب‌ها و خان‌ها با کاهش توان روبرو شدند.[۱۸] با فعال شدن مدرسه ها علمیه در هزارستان که به وسیله روحانیون برگشته از نجف یا این که جمهوری اسلامی ایران تولید گردیده بود، وضعیت طلاب و ملاها بهبود یافت.[۱۹] [یادداشت ۲]


دایکُندی شاخه بزرگی از بستگان هَزاره در افغانستان میباشد که تمامی شیعه و عجم‌گویش با زبان هزارگی می باشند. مرز و بوم ساکن این خویشان در دره‌ها و کوهپایه‌های کوهستان مرکزی افغانستان، بخشی از هزارستان میباشد که با قبایل دای‌زَنگی (بامیان)، دای‌چوپان(اُرُزگان و هِلمند) و اَیماق(غور) مسجد قبا مشهد اهالی‌اند.

دولت‌بیگ مشهورترین حکم دهنده دایکندی، هم زمان با فرمان روا عباس صفوی (حکومت: ۹۹۶ ـ ۱۰۳۸ق بوده میباشد. قبل از کشتار هزاره‌ها (۱۳۰۸ ـ ۱۳۱۰ق) بوسیله عبدالرحمن (حکومت:۱۲۹۷ ـ ۱۳۱۸ق)، امیر کابل، میرها و بیگ‌ها این ناحیه را نصفه‌جدا اداره می‌کردند. دایکندی بعداز این تهاجم، بخش اعظمی از اشخاص و زمین‌های خویش را از دست بخشید. دایکندی آنگاه پایین تقسیمات حکومت وسیع دای‌زنگی قرار گرفت و مدتی را نیز در پوسته یک وُلُسوالی (شهر) در ولایت اُرُزگان قرار گرفت. در سال ۱۳۸۴ش دایکندی تحت عنوان یک ولایت، غیر آدرس مسجد قبا مشهد وابسته شد.

اولی کار مدرسه های علمیه در حیطه سنگ‌تخت در اوایل قرن حاضر (چهاردهم) به وسیله روحانیون درس‌خوانده در مشهد و نجف استارت گشت. خُسروی، صادقی نیلی، یوسف واعظی و سَرور علم از مشهورترین روحانیون این ناحیه رزرو مسجد قبا مشهد میباشند.

در قبلی، نظام ارباب و رعیتی درین خاندان قاضی بود. کشاورزی و فرآورده‌داری کار بیشتر عموم دایکندی میباشد. زمین‌های نتایج‌خیز و منابع آبی رنگ اندک میباشد. اینک ولایت دایکندی در گیر فقر، بیکاری و ذیل بودن تجهیزات بهداشتی، تحصیلی و شماره تلفن مسجد قبا مشهد امنیت میباشد.

معنای دای‌کندی
دای‌کُندی از دو جزء دای+کندی تشکیل‌شده میباشد. دای در اولِ اسم بیشتر قبایل هزاره وجود داراست مانند دای‌زنگی، دای‌میرداد و دای‌چوپان.[۱] برخی دای‌کندی را یک کلمه و واژه پارسی باستانی می دانند. از بینش این اشخاص دای از (Dahyo) در اوستا به معنای مرزوبوم و کشور و به همین مضمون‌ از (Dasyu) در سانسکریت گرفته گردیده، دای‌کندی را مرزو بوم یا این که مرزوبوم خویشان کندی مضمون‌ می‌نمایند.[۲] نماید نیز در فارسی به معانی متعدد به عنوان مثال دلاور آمده میباشد.[۳] برخی نیز معتقدند دای ریشه مغولی یا این که چینی دارااست.[۴]

تبار، مرزوبوم و جمعیت
دای‌کندی یکی‌از شاخه‌های اساسی فامیل هزاره میباشد.[۵] برای دایکندی حدود ۳۰ طایفه شمرده‌اند.[۶] کشور محل اسکان خاندان دای‌کندی بخشی از حوزه‌ هزارستان میباشد. دایکندی از طرف غرب و شمال غرب تا جنوب فیروزکوه غور مشمول پَسابند، دَولت‌یاروهمدم و لعل‌و‌سَرجنگل، با عموم تایمَنی و ایماق، و از طرف جنوب تا محل سکونت هزاره‌های اروزگان در ارزگان خاص، تیری و دِهراورد ولایت اروزگان، در شمال قندهار کلان میباشد.[۷] این خویشاوندان در شمال و شمال شرق با فامیل دای‌زنگی، دربرگیرنده بخش ها پَنجاب، وَرَس و یَکه‌اَولَنگ رابطه مجاورت و بخشها مشترک دارااست.[۸] هم‌اینگونه در شرق با عموم دای‌فولادی و در جنوب غرب خویش، با عموم دای‌چوپان (هلمند) اهالی میباشد.‌[۹] بعد از نسل کشی هزاره‌ها (۱۲۷۰تا۱۲۷۵ش)، بخشی از زمین‌های دای‌کندی همچون دیگر قبایل هزاره به بعضا از قبایل قوم و قبیله افغان(پشتون) داده شد.[۱۰] بخشی از سرچشمه رودهای هَری‌رود و هلمند در‌این حیطه واقع میباشد.[۱۱]

محمدیوسف ریاضی که در دهه ۱۲۵۰ شمسی بخشها دای‌کندی، مانند شینیه تخت (سنگ‌تخت)، اشترلی، نیلی و تَمَزان را چشم، جمعیت خویشان دایکندی را شانزده هزار خانواده اعلام نموده است.[۱۲] پیش و بعد از کشتار هزاره‌ها به وسیله عبدالرحمان بخش اعظمی از اشخاص دایکندی به بخش ها دیگر افغانستان مانند کابل، غرب (هرات) و شمال (بلخ، سَمَنگان، سَرپُل، قُندوز و تَخار) رفتند.[۱۳] جمع‌ای نیز به کشورهای همسایه مانند جمهوری اسلامی ایران و هند و آسیای اواسط تامین بردند.[۱۴] در ۱۳۶۴ش جمعیت ولسوالی دای‌کندی بیشتراز صدوبیست هزار نفر تقریب زده شد.[۱۵] [یادداشت ۱]

خصوصیت‌های اجتماعی

مسجدی در نیلی دایکندی
تک تک عموم دای‌کندی شیعه بوده، و به فارسی با زبان هزارگی کلام می‌نمایند. ترازو تفاوت لهجه هزارگی دایکندی با فارسی ترازو نسبت به هزارگی غزنی کمتر میباشد و خلوص بیشتری داراست.[۱۶]

تا قبل از تهاجم تعالی عبدالرحمن، حکم دهنده کابل در ۱۲۷۰ش، اشخاص کارکشته و ثروتمند دایکندی، مشهور به میر یا این که بیگ، در کارها اجتماعی نقش مهم داشتند. سادات نیز گزینه احترام و دارنده حالت اجتماعی پر رنگ بودند. زمین‌داران کوچک و محصول‌داران مرتبه آتی را تشکیل می‌دادند.[۱۷] زیر‌ترین موقعیت اجتماعی برای اشخاص کارمندان و بی‌زمین بود. به‌این اشخاص مزدور یا این که غریب‌عمل گفته میشد. بعد از کشتار هزاره، تا نصفه نخستین قرن حاضر (۱۳۵۰ش) ارباب‌ها و خان‌ها با کاهش توان روبرو شدند.[۱۸] با فعال شدن مدرسه ها علمیه در هزارستان که به وسیله روحانیون برگشته از نجف یا این که جمهوری اسلامی ایران تولید گردیده بود، وضعیت طلاب و ملاها بهبود یافت.[۱۹] [یادداشت ۲]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه